أحمد بن الحسين البيهقي / مترجم محمود مهدوى دامغانى

67

دلائل النبوة ومعرفة أحوال صاحب الشريعة ( فارسي )

( 1 ) ابو طالب بسخن آمد و گفت شما در حق ما كارهايى انجام ميدهيد كه گويا مورد مذاكره قرار نگرفته است ، اكنون آن عهدنامه را بياوريد شايد بتوان راه صلحى ميان ما و شما پيدا كرد ، اين مطلب را ابو طالب از ترس اينكه مبادا آنها عهدنامه را پيش از آنكه بياورند مورد مراجعه قرار دهند اظهار داشت ، آنها با خوشحالى عهدنامه را آوردند و ترديد نداشتند كه پيامبر را به آنها تسليم خواهند نمود ، پس از اينكه عهدنامه را آوردند خطاب به ابو طالب و افراد ديگر بنى هاشم گفتند ، گويا زمان آن رسيده است كه از عقيدهء خود برگرديد و به همان كارى كه همه در آن اتفاق دارند هماهنگ شويد ، و مىبينيد كه فقط يك نفر رابطهء ميان ما و شما را بريده است و شما با طرفدارى از او خطرى براى خود و قبيله خويش فراهم آورده‌ايد كه منجر به نيستى شما خواهد شد . ! ابو طالب گفت من آمده‌ام مطلبى را با شما بيان كنم كه در آن نسبت به شما انصاف خواهيم داد ، برادرزاده‌ام كه هرگز دروغ نگفته است به من خبر داد كه خداوند متعال از اين عهد نامه كه در دست شماست بيزار و متنفر است و تمام جملات و نامهاى مربوط به خود را از آن محو فرموده و جملاتى را كه مربوط به غدر و مكر شما و ستم شما نسبت بماست باقى گذارده است ، اكنون بنگريد اگر همانطور است كه او اظهار ميدارد به خود آييد و بدانيد كه به خدا قسم هرگز او را تسليم شما نخواهيم كرد مگر اينكه همه كشته شويم ، و اگر آنچه مىگويد دروغ بود ، او را به شما تسليم مىكنيم و خودتان ميدانيد كه او را زنده بگذاريد يا بكشيد ، گفتند راضى هستيم ، و عهدنامه را گشودند همچنان بود كه پيامبر راستگو ( ص ) فرموده بود ، امّا چون آن را ديدند گفتند اين هم يكى ديگر از جادوگرىهاى محمد ( ص ) است و سر بر تافتند و همچنان در كفر ، و آزار پيامبر و مسلمانان و قبيلهء او پافشارى نمودند و مواد عهدنامه را با شدّت بيشترى اعمال كردند ، گروهى از بنى عبد المطلب در پاسخ آنها گفتند ، ديگران به جادو و جادوگرى شايسته‌ترند تا ما ، چه خيال مىكنيد ، اجتماع و اتفاق شما در ظلم نسبت به ما به جادوگرى و شيطان نزديك‌تر است ، اگر كار شما كار باطلى نبود عهدنامه كه در دست شماست اين گونه تباه نمىشد كه خداوند تمام اسامى خود را از آن نابود نمايد و